فيروز ميرزا فرمانفرما
83
سفرنامه كرمان و بلوچستان ( فارسى )
مغشوش و از دست مىرود و سالى هزار و پانصد خروار گاهى كمتر كسر عمل مىآورد و از جمع ديوانى كسر مىشود و مباشرين هم نصفه نيمه از عمل رعيتى اينها دريافت نموده رعيت گرسنه و برهنه مىمانند و حالتشان اين است . از جمله امسال يكهزار و دويست خروار كسر عمل داشتند با وجود آنكه در اول سال بهقدر ششصد خروار تخفيف در حق آنها منظور داشته بود از ملاحظهى حالات آنها رقّت دست مىداد . بيست تومان پنج شاهى براى آنها گفتم آوردند كه ميانه آنها تقسيم نمايد ، گفتند نمىخواهيم پول را نمىتوان خورد ، به ماها خوراكى چه ذرّت كه جو گندمش مىگويند ، و چه گندم و جو بدهيد كه همهى عيال و اطفال و خود ماها از ميان مىرويم . مباشرين و ابراهيم سلطان نايب را با ميرزا سيد كاظم حاضر كرده رسيدگى نمود ، ششصد خروار تخفيف اول سال را با آنها داده بودند ششصد خروار ديگر را هم سه تقسيم نمود يك تقسيم اين بنده ضرر قبول كرد و يك تقسيم هم قرار دادم ابراهيم خان سرتيپ و نايب بمپور از عهده برآيند ، و يك تقسيم هم كه از رعيت برداشت كرده بودند ضرر آنها باشد . كمك به رعايا محض پريشانى حالت و گرسنگى آنها يك صد خروار هم جو و ذرّت انجام داده به آنها بلاعوض داد و بيست تومان نقد را هم نياز آنها كرد كه تا رفع محصول آسوده گرديده به مزيد دعاگوئى وجود مسعود مبارك ولينعمت كل روحى فداه اشتغال و به امر رعيتى و كاسبى خود بپردازند . و امروز كه اين قرار را داده و جنس به آنها رسيد به تشكر تمام همه رفتند در خانههاى كپرى محقر كثيف دستاسها را راه انداخته آرد مىكردند ، به ذات پاك الهى يك نوع وجد و شادى در اين مرد و زن خصوصا در اين بچههاى كوچك و اطفال علفخور لوت و عور ملاحظه مىنمود كه رقّت مىآورد و حيرت مىنمود .